خرید بک لینک
حالا همه ی اینا الکیه ... دنبال گشتن و اینا

خوب که فک میکنم میبینم فعلا نمیشه ...

یکی دو تام نی دلیلاش ...

برچسب: نویسنده: روژان محبی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:54

میگه :

یه روز صبح از خواب بلند میشی میبینی ۵۰ سالته!!!

یه لحظه به خودت نگاه میکنی ،

میبینی یه آدم پراستعدادی بودی که هیچکار نکرده ...

و همه تو رو با داشته هات میسنجن!!

اون لحظه کسی به کارایی که میتونستی انجام بدی و ندادی

هیچ اهمیتی نمیده...

دنیاس ...

برچسب: نویسنده: روژان محبی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:54

اگه میخوای کاری انجام بدی ، بجنب ...

داره دیر میشه ...

برچسب: نویسنده: روژان محبی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:54

اینجا که میام ... شباش خیلی ساکته ...

مثه جاهای متروکه میمونه ...

امشب یه صد صدو پنجا متر اون طرف تر عروسیه ...

حاضرم تا خود صبح عروسی باشه ...

اینجوری احساس میکنی زنده ای ...

+ احساس تنهایی اینجا خیلی احساس تنهاییه ...

برچسب: نویسنده: روژان محبی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:54

به همین راحتی رفته یکیو کشته بعد استوری هم گذاشته

ببینم قوه قضاییه جدید چیکار میکنه ؟

تا داغه باس جوری اعدامش کنن که صداش بپیچه ...

لحظه ی آخرش فقط ...

برچسب: نویسنده: روژان محبی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:54

چرا این مهناز افشار هرچی میخوره هیشکی جلوشو نمیگیره ؟

حیف نمیشه ...

بی پدر و مادرترین مشهور ایران

برچسب: نویسنده: روژان محبی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:54

مثلا یکی از مخاطبات بعد چند سال میاد میگه یهو یادت افتادم ...

کسیو که نه دیدی و نه حرف آنچنانی زدی

و نه کاری که موندگارت کنه کردی ...

اونم تو این شلوغیای واقعی و مجازی...

+ متشکرم ...

برچسب: نویسنده: روژان محبی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:54

صفحه بندی